
یوسف فرخی
در موسیقی جنوب کرمان، تبارشناسی موسیقایی به معنای آکادمیک و متعارف آن یعنی پیگیری زنجیرهی استادان و شاگردان کمتر مصداق دارد. در این منطقه، موسیقی محلی نه از مسیر آموزش رسمی، بلکه از طریق انتقال فرهنگی و زیستجمعی میان نسلها جریان یافته است.
به طریق معمول در مطالعه تاریخ موسیقی، تبارشناسی به دنبال آن است که مسیر انتقال دانش و فنون موسیقی را از استاد به شاگرد ردیابی کند؛ یعنی زنجیرهای روشن از آموزگاران و هنرجویان که به ما نشان دهد چه کسی شاگرد کدام استاد بوده و چگونه سبکها و مکتبها شکل گرفتهاند. اما هنگامی که این روش را بر موسیقی جنوب کرمان میسنجیم، با پدیدهای متفاوت روبهرو میشویم: در اینجا چیزی به نام تبارشناسی شخصی یا آموزشی تقریباً وجود ندارد
نوازندگان و خوانندگان محلی، دانش و مهارت خود را نه در کلاس درس، بلکه در بستر زندگی روزمره، آیینها و مناسک اجتماعی به دست آوردهاند. در چنین فضایی، استاد نه فردی خاص، بلکه خود جامعه و فرهنگ زیسته محلی است که نقش آموزگار و بیشتر مشوق را بر عهده دارد.
کودک یا نوجوان در این سرزمین، با شنیدن نوای نیانبان در عروسی، یا همراهی با دهل و سرنا در مراسم برداشت خرما، بیآنکه آموزشی رسمی دیده باشد، روح و ریتم موسیقی را درونی میکند. این شیوهی انتقال، نوعی حافظهی فرهنگی جمعی میآفریند؛ حافظهای که در آن، هر نسل نگهبان و بازآفرین موسیقی نسل پیشین است و بدینگونه، سنت موسیقایی منطقه در پیوستگی با زیست اجتماعی مردم استمرار پیدا کرده است.
البته نا گفته نماند در سالهای اخیر، آموزشگاههای آزادهنری نقشی ارزشمند در آموزش موسیقی جنوب کرمان ایفا کرده اند. نوجوانان و علاقهمندان اکنون میتوانند با نظر استاد، ساز دلخواه خود را خریداری کنند و برنامه یادگیری منظمی داشته باشند. با این حال، محدودیتهای زیرساختی همچنان محسوس است؛ بهگونهای که در حال حاضر تنها در شهرستان جیرفت دوآموزشگاه موسیقی فعال وجود دارد و سایر شهرها از این امکان بیبهرهاند.
و شاید این وضعیت، بیش از هر چیز، بیانگر آن باشد که جنوب کرمان سرزمینی سرشار از استعدادهای موسیقایی است؛ استعدادهایی که اگر در کنار استادان مجرب و نظام آموزشی منسجم پرورش یابند، میتوانند در سطح ملی بدرخشند و موسیقی این دیار را به جایگاهی شایسته در نقشه فرهنگی کشور برسانند.
از این منظر، تبارشناسی موسیقایی در جنوب کرمان را باید نه بر پایه نامها و زنجیره استادان، بلکه بر محور تداوم فرهنگی و حافظه جمعی جامعه موسیقایی ترسیم کرد؛ جایی که موسیقی، نه تنها یک هنر، بلکه بخشی از هویت فرهنگی و زیست اجتماعی مردم است.
